تبلیغات
یادیاران

یادیاران
دریغ از فراموشی لاله ها...
قالب وبلاگ

شهید  احمد كاظمی

لحظاتی از زندگی خودمان را با یاد مردانی سپری كنیم كه به دنیا درس مردانگی دادند و مردانه شهید شدند.

 

 

غفلت

روی مسائل ارزشی جامعه خیلی حساس بود. وقتی بعضی از ناهنجاری ها و ضد ارزش ها را می دید ، خیلی دلگیر می شد .

یک روز بهم گفت : ((چکار می توانم بکنم تا آن تعداد محدودی را که غافل هستند از غفلت بیرون بیاورم . به فکرم افتاده یک تابلویی بنویسم و در خیابان کنار پادگان های ولیعصر عج در مسیر عبور مردم نصب کنم و روی آن بنویسم که مردم شهدایی که در جنگ شهید شدند ، این ها فردای قیامت جلوی شمارا می گیرند و می گویند ما از شما طلب  کاریم ، ما از شما شکایت داریم ))

 

 

 

قبر حسین خرازی

بابا همیشه به من و مادر می گفت من را حتما کنار قبر شهید خرازی دفن کنید .

او می گفت دری از درهای بهشت ، از کنار قبر حسین رو به اسمان باز می شود.

یک هفته قبل از شهادتش چهار نفری کنار هم نشسته بودیم . گفت یک ورق کاغذ بیار تا من وصیت نامه ام را بنویسم

در آن وصیت نامه قسم داد که من را حتما کنار قبر حسین خرازی دفن کنید . سعید خیلی ناراحت شد گفت : بابا چرا اینقدر ما را اذیت می کنی ؟ این حرف ها چیست؟ وصیت نامه را گرفت و از ناراحتی پاره اش کرد .

 

 

 

 

انگشتر و عبای آقا

وقتی مقام معظم رهبری آمده بود مسجد دانشگاه تهران ، بالای سر پیکر شهید حادثه فالکون ، سردار سلیمانی یک انگشتر از ایشان گرفت .

به آقا گفت خیلی باهاش نماز شب خوانده اید . او عبای آقا را نیز گرفت . هنگام دفن حاج احمد ،  او رفت داخل قبر و عبا را پهن کرد . مقداری هم تربت  روی عبا پخش کرد .

بعد که حاج احمد را داخل قبر گذاشتند انگشتر آقا را نیز زیر زبان او گذاشت . جالب اینکه خانواده شهید خرازی می خواستند از داخل قبر حاج احمد سوراخی درست کنند و مقداری از آن تربت را در قبر شهید خرازی بریزند .

 

 

 

 

 

روز عرفه یادآور پرواز شهید حاج احمد كاظمی و یارانش است.متن زیر خاطره‌ای است از رهبر انقلاب در خصوص این شهید عزیز

 

دو هفته پیش شهید كاظمى پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یكى این‏كه دعا كنید من روسفید بشوم، دوم این‏كه دعا كنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها كه این روزگارهاى مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همه‏تان باید شهید شوید؛ ولیكن حالا زود است و هنوز كشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزى كه خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‏ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتى این جمله را گفتم، چشم‏هاى شهید كاظمى پُرِ اشك شد، گفت: ان‏شاءاللَّه خبر من را هم به‏تان بدهند!


[ شنبه 1392/01/31 ] [ 18:53 ] [ باقر حمدی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خوش به حال آنان که با شهادت رفتند...
اهل دل بیان تو...
بحث سیاسی ممنوع...
فقط عشق شهادت...
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما بزرگترین شهید دفاع مقدس کیست؟(البته با اعلام اینکه همه شهدا بزرگ هستند)









موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

كدهای زیبای ماوس